الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
250
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بصره آمد و آتش جنگى را كه طلحه و زبير و عايشه برافروخته بودند خاموش كند دو نفر از ياران خود به نام محمد بن جعفر و محمد بن ابى بكر را براى بسيج مردم كوفه فرستاد . گروهى از مردم كوفه بعد از شنيدن پيام على عليه السلام شبانه به سراغ ابوموسى اشعرى رفتند تا با او در اين زمينه مشورت كنند كه آيا همراه اين دو نفر به سوى على عليه السلام حركت كنند يا نه . ابو موسى ( با لحن شيطنتآميزى ) گفت : اگر راه آخرت را مىخواهيد در خانههاى خود بنشينيد و تكان نخوريد و اگر راه دنيا را مىخواهيد همراه اين دو نفر حركت كنيد و به اين ترتيب مانع از خروج اهل كوفه شد . اين سخن به نمايندگان على عليه السلام رسيد . آنها شديدا به ابو موسى اعتراض كردند . او در پاسخ گفت : بيعت عثمان بر گردن على و بر گردن من و گردنهاى شماست . « 1 » اين مرد لجوج و بىخرد فراموش كرده بود كه بيعت اگر بيعت راستين هم باشد با مرگ از بين مىرود و گرنه همهء آنها بايد به بيعت خليفهء اوّل وفادار باشند و با كس ديگرى بيعت نكنند ، زيرا بيعت با دو نفر به عنوان رئيس جمعيت معنا ندارد . در نقل ديگرى آمده هنگامى كه خبر حركت امام عليه السلام به بصره براى خاموش كردن آتش فتنه رسيد ، ابو موسى به مردم كوفه گفت : على امام هدايت است و بيعت او صحيح است ؛ ولى جايز نيست همراه او در مقابل اهل قبله ( اشاره به لشكر جمل است ) پيكار كرد . « 2 » در عبارت ديگر نيز از او نقل شده كه به مردم كوفه گفت : مردم ! ياران محمد و اصحاب او ، نسبت به مسائل از ديگران آشناترند و اين فتنهاى كه برپا شده انسان خواب در آن بهتر از بيدار و بيدار نشسته بهتر از ايستاده است . . . بنابراين
--> ( 1 ) . مغازى محمد بن اسحاق بنابر نقل شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 14 ، ص 9 ( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 17 ، ص 246